کوچولوی نق نقو
خنده ی رو لبت کو؟
گریه نکن همیشه
هیچ کس دوستت نمی شه
چون که با گریه زاری
همه می شن فراری
بچه ی خوب می دونه
بدی ها رو می رونه
شاد و مهربون می شه
یک گل خندون می شه
کوچولوی شاد، بخند
در روی شادی نبند
تا که بخنده مامان
بابا شاد بشه آسان

فکر نکنین همچین راحت نشسته هااااا!!!!!!!!
امروز ۴ روز می گذره
جوجه ی من، می دونی از چی ۴ روز می گذره؟
از اینکه تو هم هستی
آره
هستی
تو ١۵ تیر به جمع ما اضافه شدی.
و دیروز که ۵ شنبه بود، اسم لنا رفت توی شناسنامه ات.
امروز که داشتی صورت من رو توی خواب ناخن می کشیدی، به این فکر کردم که چقدر برای این روزها که کنارت دراز بکشم و نفست به صورتم بخوره و وجودت رو حس کنم، انتظار کشیدم.
حالا که اومدی، انتظار چیزهای دیگه ای رو می کشم
سلامتت
انسانیتت
موفقیتت
قدرتت
آزادیت
و خیلی چیزهای دیگه
جوجه بانو
نمی دونم چیزی رو که الان می خوام بگم رو باور می کنی یانه.
می خوام بگم که امروز سه شنبه است
و تو هفته ی دیگه، این روز و این ساعت پیش ما خواهی بود.
باور می کنی؟
منتظرانه: ما به شدت در شمارش معکوس به سر می بریم.
جوجه جون
فکر کنم تو بهتر از هر کسی می دونی که کی قراره بیای.
پس به ما هم بگو
یه جماعت اینجا منتظرن
دیشب وسایلت رسیدن جوجه خانوم.
همه صورتی
نمی دونم که تو صورتی رو دوست خواهی داشت یا نه.
اما به نظر همه ی ما که خیلی قشنگ بودن.
می دونی دیشب چکار کردی؟
وقتی من و بابا جونت داشتیم وسایل رو باز می کردیم، حرکات تو حتی از راه دور دیده می شد و لباس مامانت رو تکون می داد.
احساس کردم داری کله می زنی.
نمی دونم که اینکه این ها مال تو هستند رو درک کردی یا نه.
نمی دونم که خوشحال بودی یا نه.
اما انگار تو هم برای اومدن خیلی عجله داری.
نه
عجله نکن
به وقتش بیا
هر وقت که بیای ما خوشحال می شیم.
خوب خانوم خانومای بد جنس که چند هفته اس پشتت رو کردی و نمی ذاری آقای دکتر یه عکس ار صورتت بهمون بده که ببینیم چه شکلی هستی، می دونی چی شده؟
اگه بگم بهت خیلی خوشحال می شی
دیشب پسر همه دار شدی
فکر کن...
تو و اون و شیده
با هم می شین سه تا نوه
سه تا زلزله
بهت تبریک می گم
پیوست: جوجه خانوم، منتظر اون روزی ام که بیام اینجا و با هیجان و شاید اشک شوق و این حرفا بنویسم:
جوجه خانوم، بالاخره تو هم اومدی. بعد از این همه انتظار امروز تو بهمون اضافه شدی...
خوب جوجه خانوم
اینم از سال ٨٩
سالی قراره توش شما هم به جمع ما اضافه بشی و بشی یکی یک دونه ی خاله.
اینکه امسال عید تو هم یه جورایی بودی من رو خیلی خوشحال کرد
من که همیشه تک و تنها بودم
من که همیشه کوچکترین عضو خونوادمون بودم
حالا احساس می کنم با وجود تو دارم بزرگتر می شم
دارم خاله می شم
دارم از تنهایی در میام
به موقع بیا
اما سالم بیا
عیدت هم مبارک
آهای جوجه خانوم
یه بار دیگه از اون تو، مامانت رو بزنی هرچی دیدی از چشم خودت دیدی
منم از این طرف می زنمت
امضا: خاله صورتی
جوجه خانوم دیشب با مامان جونت، مامان جونم، نیلوفر و مامانش نشسته بودیم توی آشپزخونه و واسه سرکار دنبال اسم می گشتیم. من و نیلو که دیگه آخرش کم مونده بود از دست مامان جونت کتک بخوریم با اسم های پیشنهادی مون.
حالا ببین چیا پیشنهاد دادیم واست.
گیسو و گیتا که در دم رد شدن چون قدیمی بودن.
نیکی هم که رد شد چون به قول مامانت آدم رو یاد میکی موس میندازه.
پونه هم رد شد چون یاد شعر اسمت چیه؟ تربچه افتادیم و من و نیلو شروع کردیم به خوندن.
هایده رو که گفتیم مامان جون کم مونده بود بیرونمون کنه. چون بعدش خودمون یاد مهستی، گوگوش و اسم اصلی گوگوش خانوم که فائقه باشه، افتادیم و این ها هم جزء اسامی پیشنهادی بودن.
گفتیم بذاریم نیلوفر، که دیدیم بعد با همین نیلوفر اشتباه می شه. و در پی پیشنهاد اسم نیلوفر به اسامی نیلو، میلو، لیلی و لیلون رسیدیدم. که خوب همشون مسلما" رد شدن.
از اونجا که سرکار متولد تیر هستین اسم تیرداد هم پیشنهاد شد که چون اسم مذکره تیرداده پیشنهاد شد که اینم به دلایل موجهی رد شد.
پیوست: شما هم یه ذره هم فکری کنین و اسمای پیشنهادی تون رو بفرستین
سرکار خانم جوجه جان
بله؟
بله.
شما خانم هستید
دیشب توی تولد مامان من، مامان جون شما گفتن که شما یک عدد خانم هستید. یک خانم متولد تیر
جوجه خانوم، زودتر بیا. هر دومون متولد تیر هستیم و میخوایم بیریم دنیا رو خراب کنیم
