جوجه ی بی نام
   کله...


دیشب وسایلت رسیدن جوجه خانوم.

همه صورتی

نمی دونم که تو صورتی رو دوست خواهی داشت یا نه.

اما به نظر همه ی ما که خیلی قشنگ بودن.

می دونی دیشب چکار کردی؟

وقتی من و بابا جونت داشتیم وسایل رو باز می کردیم، حرکات تو حتی از راه دور دیده می شد و لباس مامانت رو تکون می داد.

احساس کردم داری کله می زنی.

نمی دونم که اینکه این ها مال تو هستند رو درک کردی یا نه.

نمی دونم که خوشحال بودی یا نه.

اما انگار تو هم برای اومدن خیلی عجله داری.

نه

عجله نکن

به وقتش بیا

هر وقت که بیای ما خوشحال می شیم.

 




در چهارشنبه ٥ خرداد ۱۳۸٩نوشته  صبا

آهای جوجه خانوم

یه بار دیگه از اون تو، مامانت رو بزنی هرچی دیدی از چشم خودت دیدی

منم از این طرف می زنمت

امضا: خاله صورتی




در سه‌شنبه ٢٧ بهمن ۱۳۸۸نوشته  صبا

مشاهده یادداشت خصوصی




در سه‌شنبه ٢٩ دی ۱۳۸۸نوشته  صبا

مشاهده یادداشت خصوصی




در چهارشنبه ٢۳ دی ۱۳۸۸نوشته  صبا
   درباره جوجه

   آرشيو مطالب

   تازه ها

   نويسندگان

   موضوعات

   صفحات جانبي

   نی نی ها


Blog Skin